| جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۸ | ۱۹:۱۶
دانلود رمان جیکو رمان
دانلود رمان,رمان,دانلود رمان عاشقانه,رمان عاشقانه,دانلود رمان pdf,رمان جدید,دانلود رمان جدید,رمان بوک,رمان رایگان,سايت رمان
رمان به رنگ پاییز

رمان به رنگ پاییز

دانلود رمان به رنگ پاییز اثر نگین عظیمی فشی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

توی زندگی هر آدمی اتفاقایی می افته که باورش خیلی سخته.
زندگی رسم گردون و بگرده و زندگی دختر داستان ما به رسم قدیمی تقدیر و روزگار میگرده.
دخترک رمان به رنگ پاییز ما باید خیلی سختی ها رو تحمل کنه تا پیروز شه…

خلاصه رمان به رنگ پاییز

کلافه پامو رو زمین کوبیدم که چیزی تو پام رفت.
آخ بلندی گفتم و پام و بالا آوردم.
لی لی کنان نشسـتم روی تختم و کف پام و دست کشیدم. چیزی نبود!
با دقت به پام خیره شدم ولی هیچی نبود. نفس مو با صدا بیرون دادم و با صدای بلند داد زدم:
-بابا این مقنعه من کو؟!
صداش از توی آشپزخونه می اومد.
-یه چیزی می گیا من چه می دونم بابا.

کلافه سری تکون دادم و به گشتن ادامه دادم.
“یه روز میخوام سروقت برما”
در اتاقم باز شد و بابا توی چارچوب در دست به سینه نمایان شد خیره شده بود به اتاق بهم ریخته و شلوغم پام و روی زمین کوبیدم:
-بابا تو رو خدا.
سری تکون داد به معنی “نه” رفتم سمتش و سرتقانه زل زدم تو چشمای مشکی و خوش حالتش.
-جون من بابایی جونم.
با انگشت اشاره اش ضربه ای به بینی ام زد و اخم مصلحتی کرد.
-بچه پرو یه بار شد اینجا مرتب باشه؟!
نیشم تا بناگوش باز شد چون جواب منفی بود و اتاقم همیشه نامرتب بود.
-سرتق برو صبحانه اتو بخور منم مقنعه اتو پیدا میکنم میارم برات.
رو نوک پا ایستادم و چون قدم به گونه اش نمیرسید چونه اشو محکم بوسیدم.
-دمت گرم…

  • 31 روز پيش
  • admin
http://jicopok.ir/?p=1119
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این سایت توسط مدیریت غیر فعال شده است !
مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
تبلیغات متنی
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان جیکو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده