| شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ | ۰۲:۱۸
دانلود رمان جیکو رمان
دانلود رمان,رمان,دانلود رمان عاشقانه,رمان عاشقانه,دانلود رمان pdf,رمان جدید,دانلود رمان جدید,رمان بوک,رمان رایگان,سايت رمان
رمان زحل

رمان زحل

دانلود رمان زحل اثر نیلوفر قائمی فر با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

تـو هم می توانی پاداش و هم جزای اطرافیانت باشی و این معادله بستگی به عملکرد خودت دارد.
اگر یکجا معجزه دیدی یا زمین خوردی برگرد به قلبت و اعمالت، ببین کجا انسانیت داشتی و کجا تخطی کردی…

خلاصه رمان زحل

قبول کردیم. می دونستم که از چاله در میایم، می افتیم تو چاه. ولی قبول کردیم.
تو راه فرخنده نقشه ها رو توضیح داد.
در حین توضیح فهمیدیم که خیلی راهبردی اومده جلو. فهمیده که سراغ کی برود که برایش خوب باشه.
حتی از چند نفر در مورد ما پرس و جو و تحقیق هم کرده.
فرخنده دانشجو بود، دانشجوی عمران!!!
شاید باور نکردنی باشه ولی، خیلی باهوش بود.
دانشجوی سال چهارم بود.
به مرور به هم اعتماد کردیم…

معلوماتی که نداشتیم رو، از هم دیگه یاد گرفتیم…
وضع زندگیم بد نبود. نقشه فرخنده خیلی دقیق و حساب شده بود.
فرخنده ما رو با دنیای بچه های بالا آشنا کرد… با لباس ها و جواهرات آن چنانی… با ماشین های مدل بالا و…
مثل همیشه در مهمونی بر خلاف همه ساکت گوشه ای نشسته بودم و تو افکار خودم بودم و چشم هایم به جمعیت بود.
همه می دونستن که دختر مغرور و بی تفاوتی هستم… چرا می اومدن به سمت من!؟ چون…
فرخنده با دوست جدیدش اومد به سوی من و گفت:
_زحل، نمیای تو جمع پیش مهمون ها؟
مثله همیشه با همون قیافه جدی نگاهش کردم… این رمز ما بود.
اگر می رفتم، یعنی هنوز کارم تموم نشده، ولی اگر نمی رفتم، یعنی کارم رو به خوبی انجام دادم.
فرخنده از هدی هم پرسید، اون هم نرفت…

دانلود نسخه پی دی اف

دانلود نسخه اندروید

  • 45 روز پيش
  • admin
http://jicopok.ir/?p=347
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این سایت توسط مدیریت غیر فعال شده است !
مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
تبلیغات متنی
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان جیکو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده