دانلود رمان هراس ابدی

رمان هراس ابدی
رمان هراس ابدی

دانلود رمان هراس ابدی اثر رقیه اروجی – Roqie69 با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا ویرایش شده با لینک مستقیم

هراس ابدی داستانی است از اشتباهاتی که تمام نمی شوند و می مانند و در نهایت باعث سقوط انسان می شوند ، این سقوط می تواند از یک ذهن ساده به یک هراس ابدی باشد و همان گونه که برای دختر جوان قصه ما به نام بهار بود ، بهاری که زندگی اش در چهار فصل نوشته می شود.

خلاصه رمان هراس ابدی

فصل اول از جایی شروع می شود که بهار در زندگی اش رنج می برد.

او برای رهایی از این رنج بی هویتی درون خود است که تصمیم می گیرد برای مدتی کوتاه زندگی اش را رها کند و شوهرش را و دخترش را نیز و به نزد دوستش که در اصفهان زندگی می کند برود.

اما برگشتن از این سفر به آن آسانی ها هم که باید نبود و در میانه راه دچار سانحه رانندگی می شود و حافظه اش را از دست می دهد!

در فصل دوم است که پای در جایی می گذارد که نمی دانست کجاست و در بستری از حوادث و اتفاقات تلخ و شیرین قرار می گیرد و انگار کسی این ها را برای او رقم می زند تا زهر یک گناه و تاوان یک اشتباه از او کشیده شود .

در همان فصل است که در میانه تنفر و ترس، عشق در قلبش خانه می کند و عاشق مردی می شود که تیغ بُرّنده رسوایی را زیر گلویش می گذارد …

این رسوایی در وجود او شکل می گیرد و بزرگ می شود و زمانی که می خواهد پای در دنیا بگذارد زن حافظه اش را بدست می آورد!

در فصل سوم است که همه گذشته در برابر چشمانش قد علم می کند و ان اشتباهی که زندگی اش را به تباهی کشید نیز و در فصل پایانی که بهار می خواهد به هراس هایش پایان دهد و قدمی برای جبران برداشته باشد

اما همیشه همه چیز جبران کردنی نیست …

به لینک زیر مراجعه کنید :

دانلود رمان هراس ابدی

دانلود رمان سیگار شکلاتی

رمان سیگار شکلاتی
رمان سیگار شکلاتی

دانلود رمان سیگار شکلاتی اثر هما پور اصفهانی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم

سیگار شکلاتی روایتگره داستان یه مرده ، یه مرد خسته و تنها ، بریده از همه و چنگ انداخته به دنیا برای نجات خودش از هر سقوطی ، نه تنها خودش ، که هر کس دیگه ای که شاید مبتلا بشن به دردی که اون کشیده و چشیده ، با سلول به سلول تنش ، با ذره ذره و قطره قطره خونش می خواد ریسمانی باشه برای بالا کشیدن هر کسی که تو قعر چاه تنهایی و ضلالت فرو میره ، حتی اگه باعث بشه خودش سقوط کنه

خلاصه رمان سیگار شکلاتی

زنی که توی عنوان جوونی … توی روزایی که هم سن و سال هاش به فکر جدیدترین مارک لوازم آرایش و مدل لباس و هزار هزار هزار چیز دیگه هستن تصمیم می گیره مرد باشه .

تصمیم می گیره از چیزی که اونو ضعیف نشون می ده فاصله بگیره … بره به سمت قدرت … بره به سمت هر چیزی که اونو به خواسته اش می رسونه.

زنی که خسته می شه از محبت … و وقتی زن … لطافت … پاکی … بخواد از جنس مهربونی نباشه دیگه چیزی ازش باقی نمی مونه!

دلم با خنده تو گرم میشه تو روزایی که دنیا سرد باشه تو رو حس میکنم میفهمم اینو یه زن میتونه گاهی مرد باشه ، زنی که آفریده شده تا دنیا رو پر از آرامش کنه!

حالا نیاز داره کسی به خودش آرامش رو تزریق کنه … که کسی باشه تا شونه های پر دردش رو عمیق فشار بده و هر دردی که روی اون شونه های نحیفه رو برداره.

زن حتی اگه خودش بخواد … حتی اگه به جبر زمونه تصمیم بگیره زن نباشه … توی یه شکاف کوچیک زندگی … همین که حس کنه کسی بهش نیاز داره باز زن می شه و سرشار از محبت .

حتی اگه از احساساتش سال ها و قرن ها فاصله گرفته باشه … این غریزه یک زنه…

به لینک زیر مراجعه کنید :

دانلود رمان سیگار شکلاتی

دانلود رمان عروس خون بس

رمان عروس خون بس
رمان عروس خون بس

دانلود رمان عروس خون بس اثر مریم نازنین با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

داستان این رمان راجب دختری به نام روژان می باشد که در یک روستایی زندگی می کند که اهالی آن به شدت به رسم و رسومات قدیم و اجدادی خود پایبند هستند ، روژان از روی یک رسم قدیمی که هنوز هم در بعضی از روستاها استوار است، دادباخته به قربانی شدن می شود و این محکومیت فقط به یک دلیل است ، دختر بودن!

خلاصه رمان عروس خون بس

خواستگارا رفته بودن جواب هر دو طرف مثبت بود … شام آماده بود سفره شام انداختن … همه نشسته بودن  و مشغول خوردن!

با صدای حسن همه بهش نگاه کردن … مامان روژان کجا اشپزی میکنه غذا میخوره ؟ هیچکس جوابی نداشت تازه یادشون افتاده بود که از صبح چیزی براش نبردن.

دلینا رو به دنیا کرد … دنیا براش ناهار بردی ؟نه یادم رفت … این دختر صبحانه هم نخورده … من دیدم رنگش پریده تو انبار ولی هیچی نگفت .

صدای اورنگ بلند شد … به درک که نخورده شامتون بخورین اون دختره پوستش کلفت تر از این حرفاست.

دلینا از خودش بدش اومد اون زندگی این دختر خراب کرده حالا راحت کنار خانوادش غذا میخورد … حسین نگاهی به مهیار کرد که چیزی نمیگفت با غذاش بازی میکرد!

هیچکس حرف نمیزد و صنم به این فکر میکرد چه دختر مقاومیه که دست به یه تیکه گوشتم نزد، دختر هفت ماه بود که اونجا بود ولی هیچوقت اعتراض نکرد

شام خورده شد سفره رو جمع کردن چایی آوردن … دلینا بشقابی برنج با خورش برداشت رفت سمت در …

به لینک زیر مراجعه کنید :

دانلود رمان عروس خون بس

دانلود رمان آغوش اجباری

رمان آغوش اجباری
رمان آغوش اجباری

دانلود رمان عاشقانه آغوش اجباری اثر نگار قادری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

بهش نگاه کردم ، به عشقم‬ ، به دنیام‬ ، به نفسم ‬، به کسی که دوسش دارم‬ ، به کسی که زندگی بدون اون واسم رنگی نداره‬ ، چقدر زجر کشیدم‬ ، خدایا خشبختیمون رو نگیر‬ ، خدا شاهد بود چه شبایی که با گریه سر به بالین نزاشتیم‬ ، به هجده سال پیش فکر کردم‬ ، به دختری سیزده ساله‬ ، به دختری که به سمت جنس مخالف کشیده شده بود‬ ، اون دختر من بودم ، به یه نفر حسم متفاوت تر از بقیه بود …

خلاصه رمان آغوش اجباری

به یه نفر که خنده هامو تکمیل می کرد … به یه پسر که حتی وقتی صداشم می شنوم , تموم وجودم می لرزید .

محمد پسر عموی بزرگم ، عمو شهاب … محمد پسر آروم و سر به زیری بود وقتی حرف می زد باید خیلی زور می زدی تا صداشو بشنوی
پادشاه ذهن من محمد شده بود!

وقتی کسی از عشق یا دوست داشتن حرف می زد , ذهنم پا برهنه می رفت به سمت محمد … ناخوداگاه تصویر محمد جلو چشام نقش می بست.

دوست داشتم باهاش حرف بزنم ولی در برابرش ناتوان بودم … وقتی می دیدمش پس میفتادم … وقتی اسممو صدا می کرد , قلبم از تپیدن می ایستاد و دوباره شروع می کرد به زدن …

طوری می زد که می خواست از جاش کنده بشه … زبونم قفل می شد و دیگه نمی تونستم حرف بزنم!

پیش دوستام راحت از محمد می گفتم … بدون ترس , بدون دلهره …

به لینک زیر مراجعه کنید :

دانلود رمان آغوش اجباری

دانلود رمان داری میری

رمان داری میری
رمان داری میری

دانلود رمان عاشقانه داری میری اثر maral_hsi با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

مارال دختر تهیدستی که مصیبت های زیادی کشیده ، بدلیل منزوی بودن به مجازی پناه می بره و با پسری به اسم امیر شناخت پیدا می کنه ، بی خبر از اینکه آگاهی نداشته امیر یه اربابه ، همه چیز از اون زمانی عوض میشه که امیر عاشق مارال میشه و پول طلب کارای پدر معتاد و قمار باز مارال رو پرداخت میکنه ، اما عوضش از پدر مارال می خواد دخترش رو به عقدش دربیاره با اینکه عشق امیر یک طرفس …

خلاصه رمان داری میری

بعد از مرگ پدربزرگم زندگیمون صد و هشتاد درجه تغییرکرد!

بابام یه ادم دیگه شد، یه قمار باز که سر هرچیزی شرط بندی میکنه!

انگار منتظر این بود که یه فرصتی پیش بیاد تا بتونه همچین کاریو انجام بده و بعد از مرگ بابا بزرگم همچین شرایطی براش به وجود اومد .

علاوه بر اینکاراش به شدت هم خشک و متعصبه و به نظرم بزرگ ترین مشکلی هم که داره اینه که خیلی وقتا حتی اگه حرف منطقی هم بزنی قبول نداره.

واسه همین از بچگی سعی میکردم هیچی به بابام نگم ، از حرفای دلم گرفته تا هرچیز دیگه ای … ولی به هر حال اون پدرمه و من دوسش دارم با اینکه خیلی وقته هیچ خیری ازش ندیدم!

زیاد طول نکشید که رسیدم خونه و از رویا خداحافظی کردم … سریع کلیدمو دراوردم و درو باز کردم … حیاط با صفای خونمون که یه حوض وسطش بود و کنار دیوارش باغچه ی خوشگلی که به لطف من پر از گلای رنگارنگ وجود داشت تو چشم بود!

ناراحت بودم که گلام خشک شده بودن چون پاییز بود … سریع دویدم سمت ساختمون و کفشامو ازپام دراوردم … کوله پشتی صورتی رنگمو پرت کردم کنار دیوار و رفتم تو آشپزخونه .

تقریبا همه ی وسایل قیمتی و شیک تو خونه رو فروخته بودیم … کسی خبر نداشت شرایط مالیمون جوریه که من سالی یه مانتو بگیرم آرزومه!

با صدای بلند سلام کردم: سلام بر عشق من …

به لینک زیر مراجعه کنید :

دانلود رمان داری میری

دانلود رمان رژلب قرمز

رمان رژلب قرمز
رمان رژلب قرمز

دانلود رمان عاشقانه رژلب قرمز اثر شارین عدالتیان با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با لینک مستقیم رایگان

به نام جهان دار عالم ، خسته بودم از این دنیای پر قید و بند و پر فاصله ، از این روزهای تکراری و بی خاطره ، بی عشق بودم ، منزجر از این روزهای بی زنانگی و احساسات خاموش …

خلاصه رمان رژلب قرمز

پشت میز ناھار خوری قدیمی و کوچک نشستم … چقدر ھمه چیز تمیز و بی لک بود … حتی سفره رومیزی قدیمی که دیگر رنگھای قرمز و نارنجی اش از حال رفته بودند و به سفیدی می زدند!

مادر پرسید: ناھار چی درست کنم ؟ با بی میلی گفتم: دیروز که کلم پلو خوردیم … تا صبح از دل درد نخوابیدم!

یاد سامان افتادم … حتما تا الان برایم کلی پی ام گذاشته بود که چرا جوابش را نمی دھم … چقدر سامان را دوست داشتم ، عکسش را ھمین چند ماه پیش دیده بودم .

آنطور که از عکسش مشخص بود،پسر خوش تیپ و خوش قد و بالایی بود … اما ھر بار که شماره می داد،من از زنگ زدن طفره میرفتم.

میترسیدم شاید بیشتر از عکس العمل مادر و شاید … او از اینترنت متنفر بود ، چند ماه قبل دوستم لیدا ای دی سامان را به من داده بود تا با او چت کنم!

می گفت پسر خوبی ست و مثل نتی ھای دیگر تا سلام می دھی زیر و زبرت را در نمی آورد و بی ادبی و پیشنھادھای ناروا در کارش نیست …

به لینک زیر مراجعه کنید :

دانلود رمان رژلب قرمز

دانلود رمان آقایی که اون باشه

رمان آقایی که اون باشه
رمان آقایی که اون باشه
رمان آقایی که اون باشه

دانلود رمان آقایی که اون باشه اثر Yektay ashegh & ali.radpoor با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با لینک مستقیم

آقایی که ایشون باشه معلومه چی در میاد روایت یه پسر پولدار تهرانی و از خود راضی به نام پاکان ، البته از چشم هاش میشه حس کرد که مرد مهربون و با احساسیه ، اما اینقدر تو ناز و نعمت بزرگ شده ، اینا براش کمرنگ شدن ، اگه من پزشک شخصی ایشونم دوباره اینا رو یادش میارم …

خلاصه رمان آقایی که اون باشه

خدایا خودت کمک کن!

وقتی رسیدم تهران سریع آدرس آپارتمان مون رو دادم … من رو که رسوند، با عجله پیاده شدم و رفتم جلو ساختمون که دهنم از تعجب باز موند با چیزی که دیدم!

ماشین پول دارترین پسر تهران جلو آپارتمان ما با کلی محافظ!

سریع رفتم بالا … صدای داد همسایه ها می اومد … رسیدن من همزمان شد با داد یکی از محافظا گفت : خفه شین!

نگاه بابا به من که پشت به پاکان ( پولدارترین پسر تهران ) و محافظش بودم افتاد … پاکان به طرفم برگشت و گفت:

به به … خانوم شما هم مال این ساختمونی ؟ ماتم برده بود  … محافظش داد زد : نشنیدی آقا چی گفتن ؟

به آرومی گفتم : مال … همین جام!

پاکان نیشخندی زد و رو به بقیه گفت : خوب من دیگه میرم … آپارتمان شما آخرین آپارتمان این منطقه بود که من شخصا اومدم بهتون هشدار دادم!

مجوزش و همه کاراش جور شده و انجام شده … آپارتمان ها رو تا یه ماه دیگه تخلیه کنین وگرنه هر چی شد پای خودتونه!

و بی هیچ حرف دیگه همراه محافظش رفت و نگاه متعجب من رو روی خودش جا گذاشت!

با دو رفتم پیش بابا و گفتم: بابا جریان چیه ؟ همسایه ها میزدن تو سر خودشون و گریه زاری میکردن که بابا دستم رو کشید و تو خونه رفتیم … باید تخلیه کنیم!

با گنگی گفتم: چی ؟ بابا کلافه گفت: باید اینجا رو تخلیه کنیم و بریم از این منطقه … نه ما بلکه تمام ساکنان منطقه …

به لینک زیر مراجعه کنید :

دانلود رمان آقایی که اون باشه

رمان اجتماعی

رمان بوک

رمان اجتماعی,رمان اجتماعی عاشقانه,رمان اجتماعی جدید,رمان اجتماعی ایرانی,رمان اجتماعی و عاشقانه,رمان اجتماعی چیست,رمان اجتماعی علی موذنی,رمان اجتماعی عاشقانه ایرانی,رمان اجتماعی با قلم قوی,رمان اجتماعی خارجی,رمان اجتماعی عاشقانه فوریو,رمان اجتماعی عاشقانه معمایی,رمان اجتماعی عاشقانه جدید,رمان اجتماعي عاشقانه,دانلود رمان عاشقانه اجتماعی,رمان عاشقانه اجتماعی مذهبی,رمان عاشقانه اجتماعی طنز,دانلود رمان اجتماعی عاشقانه ایرانی,دانلود رمان اجتماعی عاشقانه,رمان جدید اجتماعی عاشقانه,دانلود رمان اجتماعی جدید,دانلود رمان جدید اجتماعی عاشقانه,دانلود رمان های اجتماعی جدید,رمان جدید اجتماعی و عاشقانه,رمان جدید عاشقانه اجتماعی,رمان های اجتماعی جدید,دانلود رمان جدید اجتماعی و عاشقانه,دانلود رمان اجتماعی ایرانی جدید,دانلود رمان اجتماعی ایرانی,بهترین رمان اجتماعی ایرانی,رمان های عاشقانه اجتماعی ایرانی,بهترین رمان های اجتماعی ایرانی,دانلود رمان های اجتماعی ایرانی,رمان اجتماعی ایران,دانلود رمان اجتماعی و عاشقانه,رمان های اجتماعی و عاشقانه,دانلود رمان اجتماعي و عاشقانه,دانلود رمان های اجتماعی و عاشقانه,رمان اجتماعی نوشته علی موذنی در جدول,رمان اجتماعی از علی موذنی,رمانی اجتماعی از علی موذنی,رمانی اجتماعی نوشته علی موذنی در حل جدول,رمانی اجتماعی از علی موذنی در جدول,رمان های اجتماعی عاشقانه ایرانی,بهترین رمان های اجتماعی عاشقانه ایرانی,دانلود رمان های عاشقانه اجتماعی ایرانی,رمان عاشقانه و اجتماعی ایرانی,رمان های اجتماعی خارجی,رمان عاشقانه اجتماعی خارجی,کتاب رمان اجتماعی خارجی,کتاب های رمان اجتماعی خارجی

به لینک زیر مراجعه کنید :

رمان اجتماعی

دانلود رمان

رمان بوک

دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان عروس استاد,دانلود رمان قرار نبود,دانلود رمان تب,دانلود رمان استاد خلافکار,دانلود رمان خان زاده,دانلود رمان گناهکار,دانلود رمان تقاص,دانلود رمان افسونگر,دانلود رمان استاد مغرور من,دانلود رمان این مرد امشب میمیرد,دانلود رمان تب داغ گناه,دانلود رمان جدید,دانلود رمان عاشقانه جدید,دانلود رمان عاشقانه ایرانی,دانلود رمان استاد متجاوز من,دانلود رمان جدال پر تمنا,دانلود رمان همخونه,دانلود رمان اسطوره,دانلود رمان ارباب رعیتی

خلاصه دانلود رمان

دانلود رمان ایرانی,دانلود رمان ایرانی معروف,دانلود رمان ایرانی بدون سانسور,دانلود رمان ایرانی عاشقانه,دانلود رمان ایرانی جدید,دانلود رمان ایرانی Pdf,

دانلود رمان ایرانی رایگان,دانلود رمان ایرانی قدیمی,دانلود رمان ایرانی عاشقانه بدون سانسور,دانلود رمان ایرانی پرطرفدار,دانلود رمان بدون سانسور شفق,دانلود رمان بدون سانسور شفقpdf,دانلود رمان بدون سانسور شفق برای اندروید,دانلود رمان بدون سانسور شفق Apk,دانلود رمان بدون سانسور شفق رایگان,

دانلود رمان بدون سانسور شفق برای موبایل,دانلود رمان بدون سانسور شفق پی دی اف,دانلود رمان بدون سانسور شفق برای ایفون,دانلود رمان بدون سانسور شفق براي ايفون,دانلود رمان بدون سانسور شفق اندروید,دانلود رمان تب,دانلود رمان تب از پگاه,دانلود رمان تب داغ گناه,دانلود رمان تب داغ هوس,دانلود رمان تباهکار,دانلود رمان تب براي ايفون,

دانلود رمان تب داغ گناه بدون سانسور,دانلود رمان تب دلهره,دانلود رمان تبهکار,دانلود رمان تبسم عشق,دانلود رمان افسونگر,دانلود رمان افسونگر Pdf بدون سانسور,دانلود رمان افسونگر Pdf,دانلود رمان افسونگر بدون سانسور,دانلود رمان افسونگر نودهشتیا,دانلود رمان افسونگر هما پور اصفهانی,دانلود رمان افسونگر Apk,دانلود رمان افسونگر با فرمت Apk,دانلود رمان افسونگر با لینک مستقیم,

دانلود رمان افسونگر از سایت نودهشتیا,دانلود رمان دلواپس توام,دانلود رمان دلواپس توام بدون سانسور,دانلود رمان دلواپس توام Ios,دانلود رمان دلواپس توام جلد دوم,دانلود رمان دلواپس توام Pdf,دانلود رمان دلواپس توام پی دی اف,دانلود رمان دلواپس توام برای کامپیوتر,دانلود رمان دلواپس توام برای اندروید,دانلود رمان دلواپس توام با فرمت Apk,دانلود رمان دلواپس توام براي ايفون,دانلود رمان غرور و تعصب,دانلود رمان غرور و تعصب بدون سانسور,دانلود رمان غرور و تعصب بدون سانسور Pdf,دانلود رمان غرور و تعصب برای ایفون,دانلود رمان غرور و تعصب با کیفیت عالی,دانلود رمان غرور و تعصب Pdf,

دانلود رمان غرور و تعصب Apk,دانلود رمان غرور و تعصب برای اندروید,دانلود رمان غرور و تعصب ترجمه الهام رحمانی,دانلود رمان غرور و تعصب بدون سانسور برای اندروید,دانلود رمان شفق,دانلود رمان شفق بدون سانسور,دانلود رمان شفق براي ايفون,دانلود رمان شفق بدون سانسور Apk,دانلود رمان شفق از رمانسرا,دانلود رمان شفق Pdf,دانلود رمان شفق برای موبایل,دانلود رمان شفق Apk,دانلود رمان شفق به صورت کامل,دانلود رمان شفق با لینک مستقیم,

دانلود رمان جدال پر تمنا,دانلود رمان جدال پر تمنا بدون سانسور Pdf,دانلود رمان جدال پر تمنا Apk,دانلود رمان جدال پر تمنا Pdf,دانلود رمان جدال پر تمنا از سایت 98ia,دانلود رمان جدال پر تمنا با لینک مستقیم,دانلود رمان جدال پر تمنا از سایت نود و هشتیا,دانلود رمان جدال پر تمنا بدون سانسور برای اندروید,دانلود رمان جدال پر تمنا پی دی اف,دانلود رمان جدال پر تمنا برای اندروید,دانلود رمان عاشقانه ایرانی,

دانلود رمان عاشقانه ایرانی بدون سانسور,دانلود رمان عاشقانه ایرانی همخونه ای,دانلود رمان عاشقانه ایرانی معروف,دانلود رمان عاشقانه ایرانی جدید,دانلود رمان عاشقانه ایرانی Pdf,دانلود رمان عاشقانه ایرانی رایگان,دانلود رمان عاشقانه ایرانی بدون سانسور Pdf,دانلود رمان عاشقانه ایرانی پرطرفدار,دانلود رمان عاشقانه ایرانی جدید Pdf,

دانلود رمان قرار نبود,دانلود رمان قرار نبود بدون سانسور,دانلود رمان قرار نبود حامله بشم,دانلود رمان قرار نبود 2,دانلود رمان قرار نبود Pdf,دانلود رمان قرار نبود با لینک مستقیم,دانلود رمان قرار نبود Apk,دانلود رمان قرار نبود پی دی اف,دانلود رمان قرار نبود 2 بدون سانسور,دانلود رمان قرار نبود ۲

به لینک زیر مراجعه کنید :

دانلود رمان

دانلود رمان باورم کن

رمان باورم کن

رمان باورم کن
رمان باورم کن

دانلود رمان باورم کن اثر آرام رضایی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم

آنید کیان دانشجوی مهندسی کشاورزی یه دختر شمالی که کرج درس میخونه ،  به خاطر توصیه ی یکی از استاد ها که پیشنهاد داده بود که برای بهتر یادگیری درس بهتره کار عملی انجام بدن و به طور مستقیم روی گل و گیاه کار کنن ، بنا به عللی آنید تصمیم میگیره که به عنوان یه پرستار برای یه خانم سالمند توی یه خونه ی بزرگ که وسط یه باغه کار کنه که بتونه از باغش برای یادگیری رشته اش استفاده کنه ، آنید از عمد دنبال خونه ای میگرده که بدون مرد باشه و خونه خانم احتشام بهترین جاست چون سالهاست که بچه های خانم احتشام خارج از کشور زندگی میکنن ، همه چیز خوب پیش میره تا روزی که آنید از مرخصی میاد و …

خلاصه رمان باورم کن

آنید به سرعت سوار اتوبوس شد و تو جاش نشست … از پنجره ی اتوبوس پدرش و دید که کنار ماشین ایستاده و براش دست تکون می ده!

اونم دستی به نشانه ی خداحافظی برای پدرش تکون داد و آروم تو جاش نشست … هدفون و از کیفش در آورد و مشغول گوش کردن به آهنگ شد!

آنید سفر با اتوبوس و دوست داشت و تنها دلیلش هم این بود که تو اتوبوس هر بار فیلم جدیدی پخش میشد و نصفی از راه و بدون اینکه بفهمی طی میکرد!

آنید به فیلم دیدن علاقه ی زیادی داشت همین طور کتاب خوندن و خیلی دوست داشت … عاشق ماجرا جویی بود … آنید فرزند دوم از یک خانواده ی پنج نفری بود یک خواهر بزرگتر و یک برادر کوچکتر از خودش داشت!

خواهرش آنیتا ازدواج کرده بود و یک دختر کوچولوی ناز مامانی به اسم عسل داشت … دلش برای آنیتا تنگ شده بود دلش برای اون کوچولوی معصوم با اون نگاه مهربون و لبخند شیرین پر میکشید!

آنقدر عجله داشت که حتی نتونسته بود عسل و که خوابیده بود ببوسد و ازش خداحافظی کنه … آنید تو یکی از شهر های شمالی زندگی میکرد و خودش دانشجوی مهندسی کشاورزی تو کرج بود …

به لینک زیر مراجعه کنید :

دانلود رمان باورم کن